خاطرات تنها

If I died

My exo jacket go for thela

My hard go for 2 gungirl


I had a lot of ruze and namaz

بازم تکرار می کنم

وقتی حرفی نداری با کسی بزنی

حرف نزن

کسی نمیگه لالی

حرف نزن

حرف نزن

حرف نزن


اونی نا کریگو  ابا ساواسو 

اجو بانی  شیمه 

نا شیمگونک هسو  

ابا هوراک

تا اوتون ما دمونیجی  بو

اباگا هانادو  انتروسو

اما دو اوری دو مار انهسو

امروز کرون شیک بود

ولی نذاشت برم

به اونا گفتم به خاطر ایب سوسولِ نامپیون نرفتم

به نظرت حالم چیه الان

همه رفتن

 

تو بندر انزلی پاساژ ونوس خوبه 


بابام رگای قلبش بسته شده و خون دیدن تو کشتش

مامانم دنده هاش درد گرفته

هیون بو گلبول های سفیدش خیلی زیاد شدن

ابونیم سنگ کلیه داره و درد و عفونت

خودم معلوم نیست ایم شین میشم یا نه

اونی هم همین طور

اومونیم دستاش بی حس شدن

زن عموم تقریبا تا مرگ‌فاصله ای نداره


اونوخ من خنگ نرفتم به ابونیم  سر بزنم   و نامپیون  ناراحت شد